تعریف واژه خرده فروشی

همه چیز درباره ی فروشگاه
همه چیز درباره ی فروشگاه
تیر ۱۹, ۱۳۹۸
هر آنچه که باید از سازمان خرده فروشی بدانیم
هر آنچه که باید از سازمان خرده فروشی بدانیم
تیر ۲۴, ۱۳۹۸

تعریف واژه خرده فروشی

زمان مطالعه: 8 دقیقه

خرده فروشی فعالیت های مدیریت زنجیره ی تامین ، عرضه ی کالا ، عرضه ی دیداری کالا ، عملیات فروشگاهی ، منابع انسانی و فعالیت های مالی و بازاریابی و در نتیجه گردش روان کالا ها ، خدمات و ایده ها از سوی کاربر نهایی را شامل می شود .

این تعریف توضیح می دهد چگونه خرده فروشی از زنجیره ی تامین آغاز می شود و به مصرف کننده خاتمه می یابد . خرده فروشان باید گردش روان کالاها و خدمات به سوی مصرف کنندگان را تضمین کنند و به این دلیل نیازمند آن هستند که تمام ساز و کارهای حمایتی مانند بازاریابی ، تامین اعتبار، منابع انسانی و غیره را دارا باشند .

موج اول : مرحله اول در اوایل دهه ی 90 میلادی در آمریکا ی جنوبی ( آرژانتین ، برزیل ، شیلی ) آسیای شرقی به جز چین ( کره ی جنوبی ، مالزی ، فیلیپین ، تایلند و تایوان ) اروپای شرقی (لهستان ،مجارستان و جمهوری چک ) آفریقای جنوبی و کشورهای حوزه ی بالتیک . پیامدهای موج اول : در طول این دوره ، خرده فروشی سازمان یافته توسعه یافت و سهم این نوع خرده فروشی از 10 درصد به 80 درصد افزایش پیدا کرد . در این کشورها ، میانگین سهم سوپر مارکت ها در خرده فروشی مواد غذایی از حدود 10 تا 20 در صد در سال 1990 به 50 تا 60 در صد در اوایل سال 2000 افزایش پیدا کرد . در مقایسه ی این رقم با سهم 75 تا 80 درصدی سوپر مارکت ها در خرده فروشی مواد غذایی در سال 2005 در ایالات متحده و اوپای غربی به نظر می رسد یک فرایند هم گرایی در حال وقوع بوده است . این کشورها که شاهد موج اول بودند ، در طول یک دهه ، شاهد رواج سوپر مارکت ها بودند ، در حالی که این فرایند در ایالات متحده و بریتانیا تقریباً 50 سال به طول انجامید . موج دوم : دومین موج در اواسط و اواخر دهه ی 90 میلادی در مکزیک ، آمریکای مرکزی ( اکوادور ، کلمبیا و گواتمالا ) کشورهای جنوب آسیا ( اندونزی ) و جنوب شرقی اروپا ( بلغارستان ) روی داد . پیامد های موج دوم : در این نواحی سهم خرده فروشی سازمان یافته با افزایشی که در اواخر دهه ی 90 میلادی روی داد ، از 5 تا 10 در صد در سال 1990 به 30 تا 50 در صد در اوایل سال 2000 افزایش یافت . موج سوم : سومین موج در اواخر سال 1990 میلادی و اوایل دهه ی 2000 در بخش هایی از آفریقا ، آسیا ( ویتنام ) چین ، هند و روسیه آغاز شد . تکامل خرده فروشی سازمان یافته در اواخر دهه ی 90 مشاهده گردید که در این زمان سهم خرده فروشی بین 5 تا 20 در صد در نوسان بود . کشورهای موج سوم که شامل چین ، هند و روسیه می شوند ، تازه واردان عرصه ی خرده فروشی مدرن هستند . پیامد های موج سوم : دلیل اصلی این که کشورهای موج سوم دیر وارد عرصه ی خرده فروشی سازمان یافته شدند ، محدودیت های شدیدی بود که در این کشورها بر روی سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در خرده فروشی اعمال شده بود . ویژگی های تقاضای این کشورها مانند در آمد ، حجم طبقه ی متوسط ،شهر نشینی و سهم زنان در نیروی کار و غیره مشابه این ویژگی ها در کشور های موج دوم بود . در چین وروسیه ، در دهه ی 1990 میلادی این محدودیت ها تا حد زیادی بر داشته شدند و در هند در دهه ی 2000 میلادی تا حدی محدودیت ها کمتر شد . در ژانویه سال 2006 دولت هند اجازه داد شرکت های خارجی تا 51 درصد سرمایه گذاری های مشترک دارای برند واحد خرده فروشی را در مالکیت خود داشته باشند . از سوی دیگر ، شرکت های خارجی دارای برند های متعدد همچنان در بخش خرده فروشی هند اجازه ی فعالیت ندارند ، اما می توانند فعالیت های عمده فروشی داشته باشند .

خرده فروشی بخشی از صنعت خدمات است . مدیریت افراد ، بخش بزرگی از خدمات است . رفتار مناسب کارکنان به کسب سود بیشتر برای خرده فروشان منجر خواهد شد . افراد ( کارکنان ) درگیر در عملیات مدیریتی و فروش ، بخش بسیار مهمی از تجارب خرده فروشی را شکل می دهند . توجه کافی به کارکنان ، اولویت بسیار مهمی برای خرده فروشان است . چیدمان موثر کالاها در قفسه  ، در دسترس بودن محصول و تبلیغات بازاریابی مناسب می تواند باعث موفقیت خرده فروشان در تجارت خرده فروشی شود .

همه ی مصرف کنندگان یکسان نیستند ، همچنین رفتار خرید مشابهی ندارند . هر فردی انتخاب ها ، سلایق و اولویت های خود را دارد . یک قالب واحد خرده فروشی نمی تواند تمام نیاز ها و تمایلات مصرف کنندگان را بر آورده سازد . گر چه خرده فروشان دارای فروشگاه های بزرگی همانند سوپر سنتر ها ی وال مارت وجود دارند ، اما نمی توانند گسترده ی کاملی از محصولات را فراهم کنند . بنابراین، خرده فروشان به کار گیری قالب های مختلف برای گسترده ی مختلف محصولات و بخش های مختلف مصرف کنندگان را آغاز کرده اند .

خرده فروشی 4 جنبه ی اصلی دارد که به 4C معروف است و کل فضای خرده فروشی را پوشش می دهد . این 4 جنبه در تمام قالب های خرده فروشی قابل استفاده است .

مصرف کننده ( consumer ):

      مصرف کنندگان نقش بسیار مهمی در قالب فروشگاه های خرده فروشی ایفا می کنند ،  زیرا باز خورد آنها در مورد ظاهر و دسترس پذیری فروشگاه اهمیت دارد . آنها کسانی هستند که کارکنان فروشگاه را از مدیر عامل گرفته تا پادو اخراج می کنند . سر انجام آنها هستند که برای سازمان های خرده فروشی در آمد ایجاد می کنند .

مصرف ( consumption ):

     اگر هیچ مصرفی وجود نداشته باشد ، یعنی کالایی به فروش نخواهد رفت ، و این یعنی فروشگاه های خرده فروشی فقط انبارهایی پرزرق و برق هستند . الگوهای مصرف در مصرف کنندگان مختلف متفاوت است . بنابراین خرده فروشی باید در فروشگاه را با توجه به الگوی مصرف مشتری طراحی کند .

سهولت ( convenience ) :

     محل فروشگاه نیز نقش بسیار مهمی در خرده فروشی دارد ، زیرا مصرف کنندگان به طی کردن مسافت های طولانی برای خرید

ما یحتاج روزانه ی خود علاقه ندارند . حتی اگر آنها حاضر به طی کردن مسافت های طولانی هم باشند ، با وجود زمان اندک ، ضروری است که خرده فروشان ، فروشگاه های خود را در نزدیکی مصرف کنندگان مکان یابی کنند .

هزینه (  cost ):

     خرده فروشی به سبب خرید زمین برای بر پایی فروشگاه ، خرید کالا، برنامه ریزی عرضه ی دیداری کالا و جنبه های مختلف دیگر هزینه های بسیار بالایی دارد . بنابراین ضروری است که یک خرده فروش بتواند در اسرع وقت به نقطه ی سر به سر دست یابد و در فضای پر رقابت کنونی دوام بیاورد .

گرایش های فعلی در خرده فروشی جهان

چند نوع گرایش ، فروشگاهی زنجیره ای در ایلات متحده را در قرن گذشته توصیف می کنند . گرایش مشابهی نیز در بریتانیا و فرانسه مشاهده شده است . تعدادی از گرایش های برجسته به این شرح است :

گرایش به خرده فروشی در فروشگاه های بزرگ در سطح جهان گسترش یافته است ؛ همچنین ارقام فروش و شمار فروشگاه ها این حرکت را تقویت کرده است .

گرایش دوم ، حول راهبرد نیرومند وال مارت برای پیروزی سیر می کند . با وجود افزایش فروش ، کارکنان و در صد سهم بازار خواربار وال مارت ، این شرکت بر روی تجارب و اشتراک گذاری اطلاعات به علاوه ی نو آوری در زنجیره ی تامین تمرکز کرده است .

گرایش دیگر با استفاده از قالب های جایگزین برای گرفتن سهم قابل توجهی از بازار در ارتباط است .مصرف کنندگان کمتر از گذشته به خرید از سوپر مارکت ها های سنتی گرایش دارند و این فرصت را برای برپایی فروشگاه های جایگزین فراهم کرده است .

گرایش بعدی در ارتباط با مدیرانی است که با راه اندازی قالب های فروشگاهی جدید و پیشنهادهایی که جامعه را در گیر خود می کند و همچنین تبلیغات نو آورانه ، به طور پیوسته ثروت خود را افزایش می دهند .

خرده فروشان نیز تمایل دارند با برآورده کردن نیازهای مصرف کنندگان با استفاده از راهبردهای متمرکز بر فراهم کردن نیازهای خریداران برتر از طریق وفاداری ، اقلام و شناسایی برند بازاریابان ماهرتری تبدیل شوند .

گرایش دیگر در مورد خرده فروشانی است که راهبر دهای بازاریابی خود را درباره ی نیاز مصرف کنندگان سازماندهی می کنند . این گرایش بر برنامه هایی تمرکز دارد که به منظور بر آورده کردن شیوه ی زندگی و نیاز های مصرف کننده بر پایه ی زمان ، خانواده ، پول و تعهدات شخصی طراحی شده اند .

همچنین خرده فروشان تلاش می کنند از طریق بهینه سازی فضا ، بسته بندی و فرایند حمل کالاها کسب و کار خود را رونق دهند تحول بعدی در خرده فروشی اهمیت مساله ی قیمت گذاری است . راهبردهای قیمت گذاری عامل موثری در فرایند تصمیم گیری مصرف کننده هستند و با بهینه سازی و مدیریت قیمت به طور موثری تصویر ذهنی قیمت محصول را تقویت می کنند .

همچنین تغیر مهمی نیز از زنجیره های غیر غذایی خشک ، و سپس زنجیره های کاملی که مواد غذایی تازه ارائه می کنند ، وجود داشته است . سوپر مارکت ها ی دهه ی 1960 خیلی به عرضه ی مواد غذذایی تازه تمایل نداشتند ، زیرا عبور از سنت های امریکایی یعنی خرید از بازارهای میوه و تره بار و میوه فروشی های کوچک غیر ممکن به نظر می رسید .

این گرایش تغییری بود از نظام سنتی توصیف شده به فروشگاه های زنجیره ای غیر غذایی ، فروشگاه های زنجیره ای خواربار ، سوپر مارکت های کوچک و بخش های ویژه ی مواد غذایی در فروشگاه های بزرگ ، سوپر مارکت های متوسط و بزرگ در شهر ها ، هایپر مارکت ها در حومه ها ، خواربار فروشی  ها ، و فروشگاه های محلی در نواحی داخل شهری متراکم و شهرهای کوچک .

فروشگاه های زنجیره ای نظام های خود را به روز کرده اند . وول ورتز و ای اند پی  از طریق خرید انبوه ، سلف سرویس و کارایی در مدیریت موجودی ، از قدیم بر روی کاهش هزینه ها متمرکز بوده اند . همچنان که رقابت شدیدتر می شود ، اهمیت تدارکات مدرن و کاهش قیمت ها بیشتر می شود و از دهه ی 1990 تا به حال ، این راهبر ها درمرکز توجه بوده اند .

نتیجه گیری

خرده فروشان برای بقا نیازمند فراهم کردن ملزومات خاصی هستند : تهیه ی مواد غذایی است . برای مثال فروشگاه های مواد غذایی در بازارهاو همچنین فروشگاه های خواربارو مواد غذایی محلی ؛پوشاک دومین جنبه ی مهم در خرده فروشی را تشکیل می دهد و درآن فروشگاه های پوشاک و مد گشتره ی وسیعی از نیاز های مصرف کنندگان را تامین می کنند ؛ آخرین جنبه ی اصلی شامل اثاث منزل است که درآن فروشگاه های مبلمان و اثاثیه ی داخلی ، قسمت مهمی از خرده فروشی را شکل می دهند

آینده ی خرده فروشی متضمن افزایش کاربرد فناوری اطلاعات ( RFID)افزایش خود کار سازی در مدیریت زنجیره ی تامین

( SAP ) درک بهتر مصرف کنندگان ( علم تحلیل داده ها و مصرف کننده ) و ابزار های تبلیغاتی پیشرفته تر خواهد بود .

5/5 ( 2 نظر )

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *