تعریف برندینگ خرده فروشی

در آینده ی مدیریت دسته ، دسته ها قالب ها را هدایت خواهند کرد یا قالب ها دسته ها را ؟
در آینده ی مدیریت دسته ، دسته ها قالب ها را هدایت خواهند کرد یا قالب ها دسته ها را ؟
مرداد ۱۹, ۱۳۹۸
روشهای قیمت گذاری در خرده فروشی
روشهای قیمت گذاری در خرده فروشی
مرداد ۲۲, ۱۳۹۸

تعریف برندینگ خرده فروشی

زمان مطالعه: 14 دقیقه

یک برند خرده فروشی « مجموعه ای از ارتباطات و تجارب برای ایجاد هویت شرکت ، ساخت تصویر فروشگاه ، فروش برندهای تولید کننده و نیز در بر گرفتن برندهای داخلی به کمک یک خرده فروش است . برند خرده فروشی یک جلوه ی نمادین از تمام اطلاعات متصل به ذهن مصرف کنندگان است که ارزش آفرینی می کند و رضایت مشتری را بهبود می بخشد . »

این فرایند برندینگ خرده فروشی نامیده می شود

طبق این تعریف می توانیمم به این نتیجه برسی که برندینگ خرده فروشی شامل موارد زیر است .

  • برند شرکتی :

در برندینگ شرکتی ، خرده فروشان ممکن است سازمان هایی که کار خود را از ابتدا شروع می کنند و روی کسب و کار خرده فروشی تمرکز می کنند مانند( وال مارت ، میسیز و غیره )یا شرکت وابسته ی (SBU )ها کسب و کارهای گروهی مانند( تاتا وست ساید و کروما ، ایناکس و وگوجارات فلو کمیکالز) باشند . این می تواند شامل فروشگاه های خرده فروشی متوسط متوسط ( دولار استور ، سیدرز دراگ استور ) و فروشگاه های تعاونی ( کو – اوپ ) هم باشد .

  • برندهای فروشگاهی :

خرده فروشانی که قالب های چند گانه را اتخاذ می کنند ، برند فروشگاه های خود را طبق این ( قالب ) عرضه ی کالا ثابت می کنند تا آنها را از سایر قالب ها متمایز کند و این فرایند برندینگ فروشگاهی نامیده می شود ؛ برای مثال ،تسکو اکسترا استور و تسکو دیریکت کالکشن .

  • برندهای تولید کننده :

با نام « برندهای ملی » نیز شناخته می شوند ؛ این برندها را سازمان های مستقل تولید می کنند . این قبیل برنده احتمالاً نیازمند فضای خرده فروشی برای فروش محصول هستند و خرده فروشان معمولاً حامل این برندها هستند تا تنوع بیشتری را ارائه کنند  برای مثال : شرکت سونی و پی جی

  • برچسب های خصوصی :

بر چسب های خصوصی برندهای هستند که خود خرده فروشان تولید یا برون سپاری می کنند . بر چسب های خصوصی در مقایسه با برندهای تولید کننده باعث تولید حاشیه ی سود بیشتری می شوند . بسیاری از خرده فروشان در حال حاضر برای جا به جایی از برند تولید کننده به برچسب های خصوصی برنامه ریزی می کنند .

همان طور که قبلاً اشاره شد ، برندینگ به عنوان یک وظیفه برای خرده فروشان اهمیت بسیاری دارد تا بتوانند با موفقیت محصول خود را به مخاطب هدف عرضه کنند . اما یک فرایند منظم وجود دارد که باید از آن پیروی شود تا برندینگ درست به جایگاه نخست منتقل شود . عوامل مشخصی وجود دارند که تا حدود زیادی به ثبت یک برند مشخص کمک می کنند . برخی ازآنها عبارتند از :

ترتیب و طبقه بندی یک محصول ، محل فروشگاه ، قیمت گذاری انجام شده به وسیله ی خرده فروش ، قالب فعالیت خرده فروشی

عرضه ی خدمات ، عرضه ی دیداری کالا و البته تجربه ی خرید مشتریان از یک فروشگاه مشخص .

بنابراین ، این یک ترکیب کاملاً سالم است که موفقیت ثبت یک برند مشخص را با خود به همراه دارد . کارشناسان عقیده دارند که در اغلب موارد محل فروش یکی از عوامل کلیدی برای انتخاب یک فروشگاه توسط مصرف کنندگان است . یک فروشگاه باید از دید راهبردی نه تنها در محلی باشد که دسترسی پذیری آسانی داشته باشد ، بلکه تصور ذهنی مردم از آن منطقه نیز حائز اهمیت است . برای مثال : اگر یک فروشگاه در نواحی بازار لوکس و پر در آمد یک قالب تخفیفی را راه بیندازد ، احتمالاً برای جذب مخاطب هدف با مشکل رو به رو می شود ، زیرا تخفیف برای جمعیت پر در آمد آن منطقه انگیزه ی خاصی ایجاد نمی کند . از سوی دیگر ، مخاطب هدفی که در آن منطقه زندگی نمی کند ، نیز آن فروشگاه را مقرون به صرفه نمی داند .

ایجاد برند نیازمند مجموعه ای از ابزارها و شیوه هاست که می تواند یک برند را از صفر شروع کند و توسعه دهد . خرده فروشان باید بین شکاف وعده های برند وانتظارات مصرف کننده پل بزنند . آنها باید از زمانی که اهداف یا چشم انداز فروشگاهشان را توسعه می دهند ، برندهای فروشگاه خود را مد نظر داشته باشند . چشم انداز یا بینش شامل ارزش ها و هدفی است که برند برای دستیابی به آن می کوشد . ارزش ها می توانند سرخپوستی ، خارجی ، فرهنگی ؛ نژادی ، سنتی و برحسب نکات قیمتی باشند . هدف می تواند فروش بلند مدت یا کوتاه مدت ، معنای برند برای شرکت مربوطه و غیره باشد . چشم انداز برند و وعده ی برند از بررسی چشم اندازهای مصرف کننده به کمک خرده فروش استخراج می شود . برای مثال ، نوید برند پیتر انگلند ، که پیراهن های آماده را در مقیاس کلان تولید می کند ، فراهم نمودن یک « پیراهن واقعی » برای مشتریان است .

گام بعدی در ایجاد برند تعیین جایگاه برند است و به گونه ای انجام می شود که از ثبت قطعی آن در ذهن مصرف کننده اطمینان حاصل شود ؛ برای مثال ، عبارت مهم وحساس جان میلر این است : « پست فطرت خوش منظر » .تعیین جایگاه برند راه را برای هویت برند هموار می کند .

هویت برند اساساً شخصیت و تصویری است که برند در راه ساخت خود طی سال های آتی حامل آن خواهد بود . پس از پایه گذاری این هویت ، خرده فروش باید راهبرد برند را توسعه دهد . این شامل ثبت جایگاه راهبردی برند در بازار نیز هست . خرده فروش

می تواند آن را به عنوان یک برند ، ملی مطرح نموده و با استفاده از فضای بیشتر برای قفسه های قالب های مختلف ظرفیت خود را گسترش دهد یا منحصراً در فروشگاه خود بماند و مانند یک برند درون فروشگاهی ( یا برچسب خصوصی ) فعالیت کرده و فروش خود ر ا از برندهای رقیب جدا کند . در بسیاری از مواقع یک خرده فروش ابتدا یک برچسب خصوصی را راه اندازی وسپس به تدریج آن را به عنوان یک برند ملی مطرح می کند .

اتصال برند گام پایانی فرایند ایجاد برند در خرده فروشی است که در آن برند از طریق تبلیغات بازاریابی خارج فروشگاه و خود فروشگاه با مشتری ارتباط برقرار می کند . بنابراین ، فرایند ساخت برند ارزش آفرینی خرده فروش را بهبود می بخشد و باعث

می شود که مشتری خیلی بهتر آن را به خاطر بیاورد .

نقش برندینگ در خرده فروشی

دهه ی اخیر شاهد جریان عظیمی در خرده فروشی و به خصوص در صنعت عرضه ی کالای عمومی و خواربار فروشی ایالات متحده بوده است . از یک سو ، با رشد تبلیغات و بر چسب های خصوصی به بسیاری از افراد به عنوان شاخص قدرت رو به رشد خرده فروش نگریسته می شود و از سوی دیگر ، رشد تعداد تخفیف دهندگان و باشگاه های انبار کالا فشار بسیار زیادی را به خرده فروشان سنتی وارد کرده و رقابت خرده فروشی را در میان قالب های خرده فروشی و در درون هر یک از آنها افزایش داده است . از آنجا که بخش عظیمی از سود و در آمد اغلب خرده فروشان از فروش برندهای تولید کننده به دست می آید که بسیاری از رقبای آنها نیز همین برند ها را عرضه می کنند ، ایجاد یک حق برابری برای خود مساله ی چالش بر انگیز ی است که البته مزایای بالقوه بسیاری دارد . این قبیل حقوق ، برابری آنها را از خرده فروشان رقیب جدا می کند و اثر غیر مستقیم کاهش هزینه ها نیز همانند حضور و قدرت نفوذ آنها در مورد تولید کنندگان برند افزایش می یابد .

اگر چه در اینجا نیز بسیاری از اصول مهم برندینگ به کار گرفته می شوند ، اما برندهای خرده فروشی با برندهای محصول کاملاً متفاوت هستند و به کارگیری واقعی اصول برندینگ نیز می تواند متفاوت باشد . برندهای خرده فروشان نوعاً در طبیعت خود بیشتر از برندهای محصول چند حسی هستند . و برای اثر گذاری برحق برابری خود می توانند روی تجارب غنی مصرف کننده حساب کنند  خرده فروشان همچنین می توانند به شیوه های مختلف تصاویر برند خود را ایجاد کنند .

 برای مثال : از طریق متصل کردن موارد مختلفی که معنای خاصی را تداعی می کنند به کیفیت خدمات خود ، ترتیب محصولاتشان و عرضه ی کالا ، قیمت گذاری و سیاست اعتباری و غیره .

در اغلب صنایع مصرف کننده ، این تصویر و حق برابری برندهای خرده فروشی به برندهای تولید کنندهای که آنها حامل آن هستند و نیز حق برابری آن برند ها نیز بستگی دارد . خرده فروشان از برندهای تولید کننده برای ایجاد رغبت در مصرف کننده ، حمایت از او و ایجاد وفاداری به یک فروشگاه استفاده می کنند . برندهای تولید کننده در اغلب موارد به عنوان « برندهای مولفه ای » فعالیت می کنند که حتی بیش از برند خرده فروش باعث جذب مشتری می شوند . تا جایی که « شما همان چیزی باشید که

می فروشید » برندهای تولید کننده در ایجاد یک تصویر و پایه ریزی جایگاه فروشگاه به شما کمک می کنند .

در عین حال ، خرده فروشان در جذب مشتریان با تولید کنندگان رقابت می کنند تا سهم خود از سود کلی این مسیر و قدرت نسبی خود را در بازار افزایش دهند . از این رو ، آنها ممکن است برخی از برندهای خودشان را بفروشند . در حقیقت ، در صنایعی مانند صنعت لباس می توان خرده فروشانی را پیدا کرد که فقط محصولات برچسب خصوصی خود را می فروشند .

برای مثال : گپ ، بروکس برادر و تالبوتس .

محصولات برچسب های خصوصی می توانند برای خودشان نام برند انحصاری یا نام برند یک خرده فروش را داشته باشند . آنها به خرده فروش اجازه می دهند که حتی بدون پشتیبانی برندهای تولید کننده اقلام عرضه شده ی خود را از خرده فروشان رقیب متمایز کنند .

درک چگونگی تعیین جایگاه برای یک خرده فروش و شیوه ی فروش طبقه بندی و ترتیب برند به وسیله ی خرده فروش که به تصویر آن مربوط می شود ، حیاتی است . برخی خرده فروشان نسبت به دیگران برندهای خود را بسیار کار آمدترمدیریت کرده اند که این امر خودش را در عملکرد آنها نشان می دهد . برای نمونه ، اگرچه سود آوری کلی خرده فروشی ایالات متحده در دهه ی هشتاد و نود بهبود نداشته است ، اما برخی خرده فروشان در همین بازه ی زمانی شرایط بسیار خوبی داشته اند .

  1. رهبر دسته :

با توجه به اندازه ی کنونی و میزان رشد جاری بخش برچسب خصوصی در برخی دسته ها ، دورنمای تولید فوری حجم اضافی ، در بالای این فهرست قرار دارد . در صورتی که یک خرده فروش بتواند بر چسب خصوصی را در یک دسته مشخص به فروش برساند  در آن بازار به رهبر آن دسته ی مشخص تبدیل می شود .

  1. متمرکز :

شرکت ها وارد زنجیره ای می شوند که تمرکز بیشتری روی مصرف کننده دارد و در آن موارد عرضه ی بر چسب خصوصی

هسته ی راهبرد را تشکیل می دهند . آنها با مد نظر قرار دادن نیازمندی های مصرف کننده راهبردهای خود را توسعه می دهند و سپس طبق آن بر چسب های خصوصی خود را به مصرف کنندگان هدف خود می فروشند .

  1. منحصر به فرد :

موفقیت در برندینگ برچسب خصوصی به خرده فروش در ساخت یک برند ، پایش و مدیریت آن در سطح محلی ، ودر نتیجه برقراری رابطه با مصرف کنندگان کمک می کند . مساله ی پیش رو این است که تجارب منحصر به فردی را برای مشتریان فراهم کنیم که یا مانند تجربه های کسب شده هنگام خرید برندهای ملی و رقبای آنها و یا حتی بهتر از آنها باشند . شرکت باید ترکیب ها و گزینه های متنوعی را فراهم کند که سایر رقبا نتوانند آنها را ارائه دهند .

  1. کیفیت برتر :

شرکت ها محصولاتی را با کیفیت برتر به عنوان برچسب های خصوصی خود تولید می کنند و آنها را به مصرف کننده می فروشند . از آنجا که شرکت ها به صورت کلان و عمده تولید می کنند و این یک برند درون فروشگاهی است ، خرده فروش می تواند به لحاظ اقتصادی تخفیف های بسیار خوبی را ارائه نموده و درعین حال کالاهای با کیفیتی را به مصرف کننده عرضه کند .

5.تثبیت موقعیت :

خرده فروشان برچسب زنی خصوصی را مرتبط با بسته بندی و ارائه ارزش مد نظر قرار می دهند . حال ، آنها یک فرصت بسیار گسترده تر را می بیند . آنها اکنون آن را در حال تجربه شدن می بینند که نه تنها از طریق محصول و بسته بندی خودشان بلکه از طریق کل تجربه ی ایجاد شده راه ادراک برند از سوی مردم را تغییر می دهد . در نتیجه خرده فروش باید برچسب های خصوصی را خود به گونه ای تثبیت کند که در هنگام خرید اثر مثبتی روی ذهن مصرف کننده داشته باشد .

6.سازگاری :

سازگاری یکی از عوامل مهم کیفیت است که اکثر خرده فروشان در خصوص آن نگرانی دارند . مشتریان از محصولاتی که اکنون و در آینده خریداری می کنند . انتظار سازگاری دارند . برچسب خصوصی در تولید خود سازگاری را فراهم می کند و این به رضایت مشتری می انجامد .

7.ارزش برای مشتری :

مشتریان ارزش محور برچسب های خصوصی را بی درنگ انتخاب کرده و می پذیرند .در حالی که رشد کالاهای مصرفی برچسب خصوصی عمدتاً به خاطر موفقیت اقلام غذایی در سوپر مارکت ها بوده است ، اما این در سایر دسته بندی ها و لایه های

خرده فروشی مانند واکس های مبلمان و پاک کننده های خانگی رو به رشد است . به طور خلاصه ، می توانیم بگوییم که ارزش مورد انتظار بسیار بیشتر از ارزش ادراک شده ی بر چسب های خصوصی برای مصرف کنندگان است .

8.تغییرکننده با زمان :

هنگامی که مصرف کنندگان به برند یک خرده فروش اعتماد می کنند ، به خرده فروش این اجازه را می دهند که در آنها به

 نو آوری بپردازد .

زمان نیز یکی از عوامل است ، زیرا ممکن است مصرف کنندگان برندهایی را که هنوز آزمون زمان را پشت سر نگذاشته اند  چندان تحمل نکنند . هنگامی که تقاضا برای یک محصول مشخص تغییر می کند ، خرده فروش تغییرات لازم را در بر چسب خصوصی انجام داده و سپس آن را به بازار عرضه می کند .

شاخص توسعه ی محصول ( PDI ):

به عنوان روشی برای ارزیابی سرانه ی فروش در یک منطقه ی جغرافیایی مشخص در برابر سرانه ی فروش در یک منطقه ی بزرگ تر تعریف می شود . هدف این سنجش شناسایی سریع مناطقی است که در آنها فرصت توسعه ی محصولات وجود دارد .

شاخص توسعه ی برند ( BDI) :

به سنجش قدرت فروش نسبی یک برند در یک بازار مشخص می پردازد . این به سنجش قدرت نسبی فروش یک برند مشخص در یک منطقه ی بازاری مشخص مربوط می شود .

  • ساخت دسته :

هنگامی که شاخص توسعه ی محصول ( PDI ) و شاخص توسعه ی برند ( BDI )پایین هستند ، خرده فروش باید راهبرد ساخت دسته را انتخاب کند . برای مثال ، شاخص توسعه ی محصول گلاباس پایین است ، اما شاخص توسعه ی برند آن بالاست ودر نتیجه آنها از این راهبرد پیروی می کنند .

  • به دست آوردن رهبری :

یک خرده فروش هنگامی از این راهبرد پیروی می کند که شاخص توسعه ی برند بالا باشند . این به خرده فروش کمک

می کند که نسبت به رقبا سود بیشتری کسب کند ، زیرا بخش اعظم فروش وی را بر چسب های خصوصی تشکیل می دهند .

استاپ ، بر چسب خصوصی شاپر استاپ ، بهترین مثال برای راهبرد کسب رهبری است .

  • ساخت سهم بازار :

این راهبرد هنگامی مناسب است که شاخص توسعه ی محصول بالا اما شاخص توسعه ی برند پایین باشد . در نتیجه یک خرده فروش سعی می کند تا درباره ی برچسب خصوصی خود در بازار آگاهی ایجاد کند تا بتوانیم سهم بیشتری از بازار را به دست بیاورد . برای مثال ، در مورد جان میلر ، شاخص توسعه ی محصول بالا اما شاخص توسعه ی برند پایین است و به همین خاطر این شرکت خواهد کوشید تا این برند را در بازار ایجاد کند و بدین وسیله سهم بازار خود را افزایش دهد .

  • پشتیبانی از سعی و تلاش :

یک خرده فروش هنگامی از این راهبرد پیروی می کند که شاخص توسعه ی محصول و شاخص توسعه ی برند هر دو بالا  هستند . وی محصول را به قیمت پاینی می فروشد تا بتواند در بازار دوام بیاورد و رقابت موجود را تحمل کند . نمونه ای از این راهبرد تستی تریت است که یکی از بر چسب های خصوصی بازار غذاست .

مزایای برچسب های خصوصی

  • کاهش تسلط تولید کننده در بازار :

برچسب های خصوصی به کاهش تسلط تولید کننده ها در بازار و نیز اجبار به فروش محصول کمک می کنند . در شرایطی که برچسب های خصوصی حاشیه ی سودهای بالاتری را برای خرده فروشان فراهم می کنند ، آنها می توانند تا حد مشخصی برصنعت خرده فروشی تسلط پیدا کنند .

  • ایجاد یک هویت قدرتمند برای برند و کمک به متمایز شدن محصولات رقیب :

خرده فروشانی که بر چسب های خصوصی دارند در اذهان مصرف کنندگان هویت قدرتمندی را برای برند خود شکل می دهند  این به متمایز شدن آن از سایر برندهای ملی که رقبای بزرگی هم هستند کمک می کند .

  • اطمینان یافتن از سود آوری برای خرده فروش :

برندهای ملی حاشیه ی سود کمتری را برای خرده فروشان فراهم می کنند که این به خرده فروشان انگیزه و دلیل لازم را برای راه اندازی یک بر چسب خصوصی می دهد . از آنجا که این ها برندهای خود خرده فروشان هستند ، محصولات را با قیمت هایی عرضه می کنند که به خاطر کاهش هزینه های بازاریابی و یک شبکه ی توزیع کوچکتر بسیار کمتر از قیمت های برندهای ملی است .

  • خرده فروش نظارت بهتری دارد :

هنگامی که خرده فروشان برای خودشان برچسب داشته باشند ، راحت تر می توانند روی تدارکات و توزیع خود نظارت داشته باشند . خرده فروشان همچنین روی کیفیت محصول هم نظارت خواهند داشت . این باعث می شود که خرده فروشان بر

چسب های خصوصی را به تدریج پیش ببرند .

  • برچسب های خصوصی می توانند شکاف بازار را پیدا کرده و برای پر کردن آن یک برند راه اندازی کنند :

خرده فروشان برای خودشان در خصوص محصولات ایده دارند، یا آن را از برندهای ملی کپی می کنند . با وجود این ، برندهای ملی در شناسایی شکاف مربوط به برخی محصولات موفق نیستند . این همان جایی است که خرده فروشان بر

 چسب های خودشان را راه اندازی می کنند . برای مثال ، کاستوری مثی ، که یکی از غذاهای محبوب بخش شرقی هند بود ، تنها در فروشگاه مامان و بابا فروخته می شد ، اما این بازار غذا بود که این شکاف را پیدا کرد و فروش را به عنوان یک برچسب خصوصی آغاز نمود .

معایب بر چسب های خصوصی

  • قیمت پایین معادل کیفیت پایین است :

مصرف کنندگان همیشه یک مفهوم را در ذهن دارند و قیمت پایین را معادل کیفیت پایین می دانند ، زیرا اکثر مشتریان حواسشان به کیفیت هست و تمایل دارند که برای محصولاتی با کیفیت بهتر پول بپردازند . خرده فروشان مجبورند که به این موضوع توجه کنند و محصولات خود را طبق این نکته قیمت گذاری کنند .

  • بازخورد منفی روی تصویر آنها :

تعداد زیاد برچسب های خصوصی ممکن است تصویر فروشگاه را بی ارزش کنند ، زیرا اغلب مصرف کنندگان یک برند ملی را ترجیح می دهند ، نه یک برچسب خصوصی شناخته نشده . به جز مواردی که بر چسب خصوصی برندی مانند فابیندیا است در این شرایط فروش برچسب های خصوصی خرده فروشان برای آنها دشوار خواهد بود .

  • تمرکز بیش از حد برچسب های خصوصی با هزینه ی برندهای ملی :

تمرکز بیش از حد روی برچسب های خصوصی ممکن است به جایگاه فروشگاه آسیب بزند ، زیرا فروشگاه سعی می کند که برند های ملی را حذف و بر چسب های خصوصی را برجسته کند . مصرف کنندگانی وجود دارند که مراقب برند بوده اند و نسبت به آن هوشیار هستند و فقط می خواهند که برندهای ملی را بخرند ، نه بر چسب های خصوصی را .

  • برچسب های خصوصی نمی توانند تمام تمام دسته های موجود در برند های ملی را باز تولید کنند :

بر چسب های خصوصی نمی توانند در تمامی جوانب از برندهای ملی کپی برداری کنند . هر چند که ممکن است محصول مشابهی داشته باشند ، اما نمی توانند این برند را در تمامی دسته ها شبیه سازی کنند .

آینده ی بر چسب خصوصی

برچسب های خصوصی در آینده ی نزدیک در هند رشد خواهند کرد . برچسب های فروشگاه برند در صنعت پوشاک هند رو به رشد هستند . در شرایطی که تعداد خرده فروشانی که محصولات خود را تحت برچسب های خصوصی خود عرضه می کنند بیشتر می شود ، تا زمانی که خرید لباس مد نظر باشد مصرف کنندگان در این زمینه گزینه های چندان خوبی نداشته اند . دولت هند به دنبال فرصت های سرمایه گذاری خارجی مستقیم در بخش خرده فروشی است و بنابراین می توان در دهه ی نخست قرن جاری انتظار رشد بیشتری را در فروشگاه ها یا زنجیره های خرده فروشی بزرگ داشت .  

این حقیقت روشن است که امروزه حاشیه های سود تمام خرده فروشان تحت فشار قرار دارند و بر چسب های خصوصی تنها موردی هستند که می توانند آنها را نجات دهند . یک خرده فروش باید در خصوص این رابطه ی جایگزینی تصمیم گیری کند و بین ذخیره ی برندهای ملی و خصوصی به تعادل برسد ، تا از بقای خود در این صنعت رقابتی اطمینان یابد .

هنگامی که صنعت خرده فروشی در آینده طبق معیار شود ، شیوه های جدید ، محصولات ، راهبردهای بازاریابی ، نو آوری ها و بر چسب های خصوصی بیشتری وارد این میدان می شوند تا از پایداری کسب وکار خرده فروشی اطمینان حاصل شود .

5/5 ( 1 نظر )

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *